بیان مسئله :
یکی از مهمترین دغدغههای جهان اسلام در عصر حاضر، بررسی علل و عوامل واگرایی و تفرقه در امت اسلامی است. امتی که در آغاز شکلگیری، بر اساس آموزههای قرآن کریم، «امت واحده» نامیده میشد و از همگرایی و وحدت برخوردار بود، به تدریج با عوامل مختلفی مواجه شد که آن را از مسیر همگرایی به واگرایی کشاند.
قرآن کریم در آیات متعددی، به ریشههای این واگرایی پرداخته و عواملی همچون حسد، بغی، کفر، سرکشی، قومگرایی، مذهبگرایی، سوءظن، سعایت، هوای نفس، خودبرتربینی و مشاجرات کلامی را به عنوان موانع اصلی وحدت معرفی کرده است. در این مقاله، با تکیه بر آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی این عوامل پرداخته میشود.
از نگاه قرآن، انسانها در آغاز، از یک گوهر و «نفس واحده» آفریده شدهاند و فطرت آنان بر همگرایی و همدلی استوار است. اما عواملی مانند دنیاطلبی، حسادت، خودخواهی و... این وحدت اولیه را بر هم زده و جامعه را به گروههای مختلف تقسیم کرده است. در این میان، منافقان با دسیسههای خود، نقش مهمی در ایجاد تفرقه داشتهاند و دشمنان اسلام نیز همواره به دنبال دامن زدن به اختلافات بودهاند تا قدرت امت اسلامی را تضعیف کنند.
ضرورت مسئله:
بررسی عوامل واگرایی امت اسلامی از منظر قرآن، از چند جهت ضروری است.
نخست آنکه شناخت عوامل تفرقه، گام اول برای درمان و بازگشت به همگرایی است. تا زمانی که جامعه اسلامی از ریشههای اختلاف خود آگاه نشود، نمیتواند به وحدت و همبستگی دست یابد.
دوم آنکه در عصر کنونی، دشمنان اسلام با بهرهگیری از ابزارهای مدرن ارتباطی، به دنبال تشدید اختلافات و ایجاد تفرقه در میان مسلمانان هستند و آگاهی از این عوامل، به مصونیت جامعه در برابر توطئههای دشمنان کمک میکند.
سوم آنکه قرآن کریم به عنوان مهمترین منبع هدایت، راهکارهای روشنی برای پرهیز از تفرقه و تحقق وحدت ارائه داده است. بازخوانی این آموزهها، میتواند چراغ راهی برای امت اسلامی در مسیر همگرایی باشد.
از سوی دیگر، تاریخ نشان داده است که هرگاه مسلمانان از اصول مشترک خود فاصله گرفته و درگیر اختلافات فرعی شدهاند، قدرت و عزت خود را از دست دادهاند و بر این اساس، بررسی عوامل واگرایی، یک ضرورت تاریخی و اجتماعی برای جوامع اسلامی است.
اهداف مقاله:
هدف کلی این مقاله، تبیین عوامل واگرایی و تفرقه در امت اسلامی بر اساس آموزههای قرآن کریم است. در این مقاله، پس از بررسی مفهوم امت واحده و ریشههای همگرایی در قرآن، به مهمترین عوامل تفرقه از جمله تلاش منافقان، هوای نفس و خودبرتربینی، سعایت و بدگویی، حسادت، بغی، کفر و سرکشی، قومگرایی، مذهبگرایی، سوءظن، طرح مسائل اختلافبرانگیز، سلطه بیگانگان و مشاجرات کلامی پرداخته میشود.
امید است که این مقاله، گامی کوچک در جهت آگاهیبخشی به جامعه اسلامی و کمک به تحقق وحدت و همبستگی در میان مسلمانان باشد.
چه عواملی امت اسلامی را از همگرایی (امت واحده) به واگرایی (گروههای متفرق) کشاند؟
بخش اول: تلاش منافقان برای تفرقه در جامعه اسلامی
🔹 مسجد ضرار؛ نمونه بارز تفرقهافکنی منافقان
منافقین در مدینه مسجدی ساختند که در تاریخ اسلام به «مسجد ضرار» معروف شد. پیامبر اسلام(ص) پس از بازگشت از جنگ تبوک، دستور داد مسلمانان با بیل و کلنگ آن مسجد را خراب کنند. قرآن کریم در سوره توبه، آیه ۱۰۷، به روشنی اهداف شوم منافقان از ساختن این مسجد را بیان میفرماید:
«وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرَاراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصَاداً لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ» و کسانى که مسجدى گرفتند براى زیان رساندن (به مسجد قبا) و کفر و تفرقهافکنى میان مؤمنان و کمینگاه براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بود. (۱)
منافقان با ساختن این مسجد، پنج هدف شوم را دنبال میکردند: ضرر زدن به مسجد قبا، پوشاندن چهره واقعی خود، ایجاد تفرقه بین مؤمنان، کمین کردن برای دشمنان خدا و رسول، و بهانهجویی برای حضور نیافتن در مسجد پیامبر(ص). این حرکت منافقان، نشاندهنده عمق دسیسههای آنان در تضعیف جامعه اسلامی است.
🔹 اهداف شوم منافقان از ساخت مسجد ضرار
هدف اول: ضرار (ضرر رساندن)
منافقان این مسجد را ساختند تا به مسجد قبا که توسط پیامبر(ص) بنیانگذاری شده بود، آسیب بزنند و آن را بیرونق کنند. آنان میخواستند با ایجاد یک مرکز رقیب، مؤمنان را از مسجد پیامبر(ص) دور کنند و وحدت آنان را بشکنند.
هدف دوم: کفر (پوشش)
«کفر» در اینجا به معنای پوشش است؛ منافقان میخواستند با پوشش مسجد، خلافکاریهای خود را پنهان کنند و در قالب عبادت، به دسیسهچینی بپردازند. این نشان میدهد که منافقان همواره از مقدسات به عنوان پوششی برای اهداف شوم خود استفاده میکنند.
هدف سوم: تفرقه بین مؤمنان
«تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ»؛ منافقان میخواستند مؤمنان را به دو گروه تقسیم کنند، برخی به مسجد پیامبر(ص) بروند و برخی به مسجد ضرار، تا وحدت آنان را بشکنند و جامعه اسلامی را دچار چنددستگی کنند.
هدف چهارم: ارصاد (کمینگاه)
«إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ»؛ منافقان این مسجد را به عنوان پایگاه و کمینگاه برای دشمنان خدا و رسول در نظر گرفته بودند تا با آنان هماهنگ شوند و علیه اسلام توطئه کنند.
هر مسجد، حسینیه، کارخانه، بازار و هر مرکزی که در آن فتنه و اختلاف باشد، یک رگ از رگهای مسجد ضرار درونش است. مسجد ضرار پنج ویژگی داشت که پیامبر(ص) آن را خراب کرد: ضرر زدن به مسجد دیگر، کفر و پوشش، تفرقهافکنی، کمینگاه برای دشمنان و تضعیف مسجد پیامبر(ص).
🔹 تفرقه کار شیطان است
قرآن کریم در سوره مائده، آیه ۹۱، به روشنی بیان میفرماید: «إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» (۲)
شیطان مىخواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد؛ پس آیا شما (از این اعمال) دست برمىدارید؟
شیطان همواره در تلاش است تا میان مؤمنان عداوت و کینه ایجاد کند و آنان را از یاد خدا و نماز بازدارد. هر کلمه، موضعگیری، برخورد و رفتاری که باعث تفرقه شود، کار شیطانی است. شیطان هم جنی دارد و هم انسی. قرآن کریم در سوره ناس میفرماید:
«مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» از وسوسههای شیطانهای جن و انس. (۳) اگر میخواهید بدانید آیا در مسیر شیطان هستید یا نه، ببینید حرفهای شما عامل فتنه و تفرقه است یا عامل وحدت و همبستگی. هر کلمه، موضعگیری و برخوردی که تفرقه به وجود آورد، کار شیطانی است.
🔹 اهمیت وحدت و خطر تفرقه در اسلام
اسلام به عدد و جمعیت در نماز جماعت اهمیت زیادی میدهد. پیامبر(ص) میفرماید اگر شک دارید به کدام مسجد بروید، مسجدی را انتخاب کنید که تعداد نمازگزاران آن بیشتر است. یازده کارگر ساده در یک مسجد از ده مرجع تقلید در مسجد دیگر، نزد خداوند ارزش بیشتری دارند، زیرا وحدت و انسجام جمعی، مهمتر از تکثر فردی است.
هر کسی که کلمات، برخوردها و موضعگیریهایش باعث تفرقه بین مسلمانان شود، در مسیر شیطان گام برداشته است. شیطان هم جنی دارد و هم انسی. تفرقهافکنی، حتی اگر در پوشش دین و مسجد باشد، از نظر قرآن محکوم است و مسلمانان باید از هرگونه حرکتی که باعث واگرایی و تفرقه میشود، پرهیز کنند.
بخش دوم: هوای نفس و خودبرتربینی؛ عوامل اصلی تفرقه
🔹 هوای نفس؛ ریشه اصلی تفرقهامیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه ۱۱۳ نهجالبلاغه، ریشه اصلی تفرقه در جامعه اسلامی را به روشنی تبیین فرموده است. حضرت خطاب به مسلمانان میفرماید که شما با هم برادرید، اما آنچه باعث جدایی و تفرقه شما شده است، چیزی جز پلیدی درون و بدی ضمایر نیست. (۴)
قرآن کریم در آیات متعددی به نقش هوای نفس در ایجاد اختلاف و تفرقه اشاره کرده است. هوای نفس، انسان را از مسیر حق و عدالت دور میکند و او را به سمت خودمحوری و نادیده گرفتن حقوق دیگران سوق میدهد.
کینههایی که در دلها نهفته است، باطنی که یکدیگر را تحمل نمیکند، و خباثتهایی که در درون پنهان است، همگی از عوامل اصلی واگرایی در جامعه اسلامی هستند. تفرقه بیرونی، ریشه در خباثت درونی دارد.
🔹 خودبرتربینی؛ عامل دوم تفرقه
یکی دیگر از عوامل مهم تفرقه در جامعه اسلامی، خودبرتربینی است. قرآن کریم در سوره بقره، آیه ۱۱۳، به این آفت بزرگ اشاره کرده و میفرماید:
«وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى عَلى شَیْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى شَیْءٍ وَ هُمْ یَتْلُونَ الْکِتابَ» و یهود گفتند: نصارى بر چیزى (از دین حق) نیستند و نصارى گفتند: یهود بر چیزى نیستند، با اینکه آنان کتاب (آسمانى) را مىخوانند. (۵)
یهودیان خود را برتر از نصاری میدانستند و نصاری نیز خود را برتر از یهودیان. این خودبرتربینی، ریشه اصلی اختلافات و دشمنیهای آنان بود. وقتی هر گروهی خود را برتر از دیگری بداند، زمینه برای تفرقه و واگرایی فراهم میشود.
خودبرتربینی، گاهی به خاطر علم و دانش است، گاهی به خاطر نسب و خانواده، گاهی به خاطر موقعیت اجتماعی و گاهی به خاطر ثروت و دارایی. اما همه اینها عواملی هستند که انسان را از مسیر وحدت و همگرایی دور میکنند.
🔹 خودبرتربینی؛ نشانه استکبار
امام صادق(ع) در روایتی، خودبرتربینی را به عنوان نشانه استکبار معرفی کرده و میفرماید:«مَنْ ذَهَبَ یَرَى أَنَّ لَهُ عَلَى الْآخَرِ فَضْلاً فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ» هر کس خود را برتر از دیگرى ببیند، از مستکبران است. (۶)
امام صادق(ع) با این جمله، به روشنی بیان میفرماید که هر کس خود را برتر از دیگران بداند، در زمره مستکبران قرار دارد. این هشدار، نشان میدهد که خودبرتربینی نه تنها عامل تفرقه است، بلکه یکی از صفات شیطانی و نشانه استکبار است.
انسان ممکن است به دلیل علم، ثروت، موقعیت اجتماعی، یا هر چیز دیگری خود را برتر از دیگران بداند. اما امام صادق(ع) هشدار میدهد که نمیدانی آن کسی که تحقیر میکنی، نزد خدا چه آبرویی دارد و چه عاقبتی برای او رقم خورده است. (۶)
🔹 عبرت از داستان ساحران؛ تغییر در یک ربع ساعت
امام صادق(ع) در ادامه روایت خود، به داستان ساحران زمان حضرت موسی(ع) اشاره میکند تا نشان دهد که انسان موجودی تغییرپذیر است. قرآن کریم در سوره شعراء، آیات ۴۱ تا ۴۶، این داستان را به زیبایی بیان کرده است:
«فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبِینَ» چون ساحران آمدند، به فرعون گفتند: اگر ما غالب شویم، آیا پاداشى خواهیم داشت؟ (۷)«قالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ» گفت: آرى، و شما از مقربان (دربار) خواهید بود. (۸)
ساحران که برای گرفتن پاداش و مقام نزد فرعون آمده بودند، پس از دیدن معجزه موسی(ع)، ناگهان تغییر موضع دادند:«فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ ساجِدِینَ» پس ساحران به سجده افتادند. (۹)
آنان که یک ربع پیش، برای یک سکه و پاداش دنیوی آماده بودند تا آبروی موسی(ع) را بریزند، ناگهان به خدای موسی(ع) ایمان آوردند و در برابر فرعون ایستادند. وقتی فرعون آنان را تهدید کرد که تکه تکهشان خواهد کرد، با شجاعت گفتند:
«إِنَّما تَقْضِی هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا» تو تنها زورت در این زندگى دنیاست. (۱۰)
امام صادق(ع) از این داستان نتیجه میگیرد که انسان موجودی است که در فاصله یک ربع ساعت تغییر ایدئولوژی میدهد. اگر انسان اینچنین ممکن است تغییر کند، به چه حقی خود را خوب و دیگران را بد میداند؟ ممکن است آن که امروز بد است، فردا خوب شود و آن که خوب است، بد شود.
بخش سوم: نقش سعایت، بدگویی و تملق در تفرقه و جدایی
🔹 سعایت و نمامی؛ آفت بزرگ جامعه اسلامییکی از عوامل مهم تفرقه در جامعه اسلامی، سعایت و بدگویی از دیگران است. امیرالمؤمنین علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، به روشنی از این آفت بزرگ نهی کرده و به استاندار خود میفرماید: اگر کسی نزد تو آمد و علیه فرد دیگری سخن چینی کرد، او را طرد کن. دورترین مردم به تو باید کسانی باشند که سخنچینی میکنند. (۱۱)
سخنچینی و نمامی، آفت بزرگی است که میتواند روابط دوستانه و برادرانه را به دشمنی و کینه تبدیل کند. کسی که حرف زشت دیگران را به ما میگوید، در واقع میخواهد بین ما فتنه و اختلاف ایجاد کند. اگر کسی پشت سر ما حرف زشتی زده است، یا خودش پشیمان میشود و عذرخواهی میکند، یا اگر پشیمان نشد، خود ما میتوانیم او را ببخشیم. اما کسی که سخنچینی میکند، هیچ نقشی جز ایجاد تفرقه و دشمنی ندارد.
🔹 نقش سعایت در تفرقهافکنی
سعایت و بدگویی، یکی از مهمترین ابزارهای تفرقهافکنی در جامعه است. گاهی افراد برای خودشیرینی و جلب توجه دیگران، به سخنچینی روی میآورند و با گفتن حرفهای دیگران به یکدیگر، سعی میکنند خود را طرفدار و دوستدار آن فرد نشان دهند. اما این کار، نه تنها نشانه دوستی نیست، بلکه یکی از بزرگترین آفتهای اخلاقی است.
سخنچین، همان کسی است که حرف این را به آن و حرف آن را به این میزند. قرآن کریم در سوره آلعمران، آیه ۱۱۸، مؤمنان را از نفوذ چنین افرادی برحذر میدارد:
«لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ» دربانان و محرمهای اسرار خود را از غیر خودتان انتخاب نکنید. (۱۲)«بِطانَة» از «بطن» به معنای شکم است و کنایه از افراد نزدیک و محرم اسرار است. قرآن هشدار میدهد که نگذارید افراد ناصالح و سخنچین در دستگاه شما نفوذ کنند و درون جامعه اسلامی را آلوده سازند.
🔹 تملق و چاپلوسی؛ آفت دیگر تفرقه
یکی دیگر از عوامل تفرقه، تملق و چاپلوسی است. افرادی که برای جلب توجه دیگران، بدون واقعیت، عناوین و القاب بزرگ به افراد نسبت میدهند، در واقع با این کار، زمینه را برای تفرقه و اختلاف فراهم میکنند.
این افراد گاهی با دادن القاب بزرگ به کسانی که هنوز به آن جایگاه نرسیدهاند، باعث ایجاد غرور و خودبرتربینی در آنان میشوند و گاهی با چاپلوسی، سعی میکنند خود را به دیگران نزدیک کنند و از این راه، به اهداف خود برسند. تملق، نشانه پستی و فرومایگی است و از عوامل مهم واگرایی در جامعه محسوب میشود.
🔹 نفوذ دشمنان از طریق تفرقهافکنی
دشمنان آگاه، همواره به دنبال ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی هستند. آنان با برنامهریزی دقیق، از ابزارهای مختلف برای ایجاد اختلاف و دشمنی بین مسلمانان استفاده میکنند. گاهی با پول و سرمایه، افراد را به انجام کارهایی تشویق میکنند که هدف نهایی آن، تفرقهافکنی است.
گاهی دشمنان با استفاده از افراد سادهدل و ناآگاه، برنامههایی را در میان مسلمانان اجرا میکنند که در نگاه اول، کارهای عبادی و مذهبی به نظر میرسد، اما در واقع، هدف آنان ایجاد اختلاف و دشمنی بین گروههای مختلف است. بنابراین، مسلمانان باید هوشیار باشند و هرگونه برنامهای را که بوی تفرقه و اختلاف میدهد، به دقت بررسی کنند.
🔹 ملیگرایی و نژادپرستی؛ عامل واگرایی
یکی دیگر از عوامل تفرقه در جوامع اسلامی، ملیگرایی و نژادپرستی است. قرآن کریم به صراحت، همه انسانها را از یک گوهر و از «نفس واحده» معرفی کرده و هرگونه تعصب قومی و نژادی را محکوم کرده است.
وطندوستی یک حق طبیعی است و هر کسی خانه و محله خود را دوست دارد. اما وقتی وطندوستی به وطنپرستی تبدیل شود، به شرک و بتپرستی بدل میگردد. پرستش مخصوص خداست و نباید هیچ چیزی، حتی وطن، جایگزین خداوند شود. ملیگرایی و نژادپرستی، مسلمانان را از یکدیگر دور میکند و وحدت آنان را به خطر میاندازد.
بخش چهارم: حسادت؛ ریشه اختلافات در جامعه
🔹 حسادت؛ ریشه اصلی تفرقهقرآن کریم در سوره شوری، آیه ۱۴، به روشنی بیان میفرماید:«وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ» و تفرقه نیافتند مگر پس از آنکه علم (و آگاهی) برای آنان آمد، آن هم به خاطر حسد و ستمگری. (۱۳)
«بَغْیاً» در این آیه به معنای حسد و ستمگری است. رمز اصلی تفرقه در جامعه، حسادتی است که در دلها ریشه میدواند. وقتی انسانها به جای همکاری و همدلی، به رقابتهای ناسالم و حسادت روی میآورند، جامعه از همگرایی به واگرایی میرسد.
حسادت، انسان را به گونهای کور و کر میکند که حتی پس از آگاهی و دانستن حق، باز هم به خاطر بغی و حسد، راه تفرقه را در پیش میگیرد. این آفت بزرگ، نه تنها در جوامع بزرگ، بلکه در خانوادهها نیز باعث بروز اختلافات و جداییها میشود.
🔹 تفرقهافکنی فرعون؛ الگوی مستکبران
قرآن کریم در سوره قصص، آیه ۴، روش تفرقهافکنی فرعون را به تصویر کشیده است:«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً»فرعون در زمین برتری جست و اهل آن را گروه گروه (و پراکنده) کرد. (۱۴)
فرعون برای حفظ قدرت خود، مردم را به گروههای مختلف تقسیم میکرد و بین آنان تفرقه میانداخت. این روش، یکی از مهمترین ابزارهای سلطهگران برای تضعیف جوامع است. هر جا که تفرقه باشد، استکبار و سلطهگری فرصت نفوذ پیدا میکند.
تفرقه کار شیطان است، کار طاغوتهاست، کار فرعونهاست، کار حسودهاست، کار نژادپرستها و ملیگراییهای افراطی است. هر کسی که بین مردم اختلاف و جدایی ایجاد کند، در مسیر فرعون و شیطان گام برداشته است.
🔹 تحلیلهای نادرست؛ عامل دیگر تفرقه
گاهی یک خبر واحد، به شکلهای مختلف تحلیل میشود و هرکسی برداشتی متفاوت از آن دارد. این تحلیلهای نادرست، باعث میشود هر گروهی به گونهای برنامهریزی کند و در نتیجه، جامعه به چند دسته تقسیم شود.
قرآن کریم در سوره نساء، آیه ۸۳، از مؤمنان میخواهد که اخبار و گزارشها را بدون بررسی و تحقیق، منتشر نکنند:«وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ» (و هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنان میرسد، آن را فاش میسازند. (۱۵)
در جامعه امروزی، با گسترش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، این خطر بیش از پیش احساس میشود. هر کس با یک گوشی تلفن همراه میتواند یک خبر را منتشر کند، بدون اینکه صحت آن را بررسی کند. قرآن به مؤمنان هشدار میدهد که اگر فاسقی خبری آورد، باید تحقیق کنند و به هر خبری اعتماد نکنند.
🔹 دشمنشناسی و اولویتبندی در مبارزه
یکی از پیامدهای تحلیلهای نادرست، این است که انسانها دشمن اصلی را فراموش میکنند و به دشمن فرعی میچسبند. گاهی افراد و گروهها، با تحلیلهای غلط، بدترین آدمها را کسانی معرفی میکنند که شاید در واقع چنین نباشند.
قرآن کریم همواره بر لزوم دشمنشناسی و اولویتبندی در مبارزه تأکید دارد. دشمن اصلی مسلمانان، کسانی هستند که با اسلام و ارزشهای آن مخالفند، نه کسانی که با ما اختلاف سلیقه یا نظر دارند. اگر این اصل رعایت نشود، جامعه درگیر اختلافات داخلی میشود و دشمن اصلی از این فرصت برای ضربه زدن استفاده میکند.
بخش پنجم: نقش «بَغْی» در متفرق شدن «امت واحده»
🔹 امت واحده؛ ماهیت اولیه جوامع دینیدر قرآن کریم، اختلاف در جوامع دینی، به رغم ماهیت اولیه آنها که امت واحده هستند، فرایندی طبیعی به حساب آمده است. انسانها در آغاز، امت واحده بودند و دین واحد داشتند، اما به تدریج اختلافات و تفرقهها میان آنان پدید آمد. قرآن کریم در سوره بقره، آیه ۲۱۳، به این واقعیت تاریخی اشاره کرده و میفرماید:
«کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ» (۱۶)
مردم، امت واحدی بودند؛ پس خداوند پیامبران را برانگیخت تا بشارتدهنده و هشداردهنده باشند و با آنان کتاب را به حق نازل کرد تا در آنچه مردم با هم اختلاف داشتند، داوری کند.
این آیه نشان میدهد که انسانها در ابتدا بر اساس فطرت توحیدی، امت واحده بودند، اما به تدریج اختلافات و تفرقهها میان آنان پدید آمد و خداوند برای رفع این اختلافات، پیامبران و کتابهای آسمانی را فرو فرستاد.
🔹 «بَغْی»؛ ریشه اصلی اختلاف و تفرقه
قرآن کریم در آیات متعددی، «بَغْی» را به عنوان عامل اصلی تفرقه و اختلاف در جوامع دینی معرفی کرده است. در سوره بقره، آیه ۲۱۳، پس از اشاره به فرستادن پیامبران و کتابهای آسمانی برای رفع اختلافات، میفرماید:
«وَ ما اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»و در آن (کتاب) اختلاف نکردند مگر کسانی که کتاب به آنان داده شد، پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد، آن هم به خاطر ستم و حسد میان خودشان. (۱۷)
منشأ اختلاف و تفرقه، «بَغْی» (خودخواهی و افزونطلبی انسان) دانسته شده است. یعنی اختلاف، نه به خاطر کمبود علم و آگاهی، بلکه به خاطر صفات ناپسند اخلاقی مانند حسد، خودخواهی و ستمگری است که در وجود انسانها ریشه دوانده است.
«بَغْی» در لغت به معنای خودخواهی، افزونطلبی، ستمگری و تجاوز از حدود است. وقتی انسانها به جای رعایت حق و عدالت، به دنبال منافع شخصی و گروهی خود میروند، جامعه از همگرایی به واگرایی میرسد.
🔹 بغی؛ عامل اختلاف در امتهای پیشین
تاریخ امتهای پیشین، گواه روشنی بر این واقعیت است که بغی و خودخواهی، عامل اصلی اختلافات و تفرقهها بوده است. امتهایی که در ابتدا بر اساس دین واحد و اصول مشترک، امت واحده بودند، به تدریج با ظهور بغی و خودخواهی در میان آنان، به گروههای مختلف تقسیم شدند.
پیامبران الهی برای رفع این اختلافات و بازگرداندن جامعه به مسیر وحدت، مبعوث شدند. اما باز هم گروهی از مردم، به خاطر بغی و خودخواهی، از مسیر حق منحرف شدند و تفرقه را بر وحدت ترجیح دادند. این الگو، در جوامع بشری همواره تکرار شده است. هر جا که بغی و خودخواهی جایگزین ایثار و گذشت میشود، جامعه به سمت واگرایی و تفرقه حرکت میکند.
آیه ۲۱۳ سوره بقره به روشنی نشان میدهد که اختلاف در دین، پس از آمدن علم و بینات، به خاطر بغی و حسد رخ داده است. بنابراین، ریشه اختلافات، بیشتر اخلاقی است تا علمی.
🔹 راهکار قرآنی برای مقابله با بغی
قرآن کریم برای مقابله با بغی و خودخواهی، راهکارهای متعددی ارائه داده است. از جمله این راهکارها، تذکر به روز قیامت و بازگشت به سوی خداست. انسانها باید بدانند که در برابر اعمال خود، مسئول هستند و بغی و خودخواهی آنان، نه تنها در این دنیا، بلکه در آخرت نیز عواقب سنگینی خواهد داشت.
همچنین، قرآن بر اخوت، مودت، رحمت و ایثار میان مؤمنان تأکید کرده و آنان را به همکاری و همدلی دعوت میکند. اگر انسانها به جای بغی و خودخواهی، راه ایثار و گذشت را در پیش گیرند، جامعه به سمت همگرایی و وحدت حرکت خواهد کرد.
بخش ششم: نقش کفر و سرکشی در تفرقه «امت واحده»
🔹 کفر و سرکشی قوم یهود؛ عامل اختلافقرآن کریم در آیات متعددی، به کفر و سرکشی قوم یهود و نقش آن در ایجاد تفرقه اشاره کرده است. در سوره مائده، آیه ۱۴، خداوند میفرماید:
«وَ مِنَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ» و از کسانى که گفتند ما نصارى هستیم، (نیز) پیمان گرفتیم؛ ولى آنان بخشى از آنچه را به آنها تذکر داده شده بود، فراموش کردند؛ ما نیز میان آنها دشمنى و کینه افکندیم تا روز قیامت. (۱۸)
این آیه نشان میدهد که کفر و سرکشی و فراموش کردن یادآوریهای خداوند، زمینهساز پیدایی اختلاف و دشمنی در میان آنان شده است که تا قیامت باقی خواهد ماند.
قوم یهود و نصاری، با وجود اینکه پیمان الهی را پذیرفته بودند، اما به دلیل فراموش کردن یادآوریهای خداوند و روی آوردن به کفر و سرکشی، دچار اختلاف و تفرقه شدند و خداوند دشمنی و کینه را در میان آنان تا روز قیامت قرار داد.
🔹 نهی از تفرقه در سوره آل عمران
خداوند متعال در سوره آل عمران، آیه ۱۰۵، مؤمنان را از تفرقه و اختلاف برحذر داشته و میفرماید:«وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ» و مانند کسانى نباشید که پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد، پراکنده شدند و اختلاف کردند و آنها عذاب بزرگى دارند. (۱۹)
این آیه، هشدار جدی به مؤمنان است که مبادا پس از دریافت دلایل روشن الهی، دچار تفرقه و اختلاف شوند. کسانی که پس از آمدن بینات (دلایل روشن)، راه تفرقه را در پیش میگیرند، عذاب بزرگی در انتظار آنان خواهد بود.
آیه به صراحت بیان میدارد که اختلاف و تفرقه، نه تنها جایز نیست، بلکه عواقب سنگینی در پی دارد. کسانی که پس از روشن شدن حق، راه تفرقه را در پیش میگیرند، در حقیقت راه کفر و سرکشی را پیمودهاند.
🔹 کفر و سرکشی؛ ریشه اختلافات
کفر به معنای پوشاندن حق و سرکشی به معنای طغیان و تجاوز از حدود الهی است. این دو صفت، نقش مهمی در ایجاد اختلاف و تفرقه در جوامع دینی دارند. وقتی انسانها حق را میپوشانند و از حدود الهی تجاوز میکنند، زمینه برای تفرقه و اختلاف فراهم میشود.
قوم یهود و نصاری، با وجود اینکه کتاب آسمانی و پیامبران الهی را داشتند، اما به دلیل کفر و سرکشی، دچار اختلاف شدند. این الگو، هشداری است برای همه جوامع دینی که مبادا با تکرار این رفتارها، دچار تفرقه و واگرایی شوند.
🔹 تأکید قرآن بر پرهیز از اختلاف
قرآن کریم در آیات متعددی، مؤمنان را به وحدت و همبستگی دعوت کرده و از اختلاف و تفرقه برحذر داشته است. در سوره آل عمران، آیه ۱۰۳، خداوند میفرماید:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید. (۲۰) تفرقه، نه تنها برخلاف دستور صریح قرآن است، بلکه باعث ضعف و نابودی جوامع اسلامی میشود. قرآن هشدار میدهد که اگر مسلمانان دچار تفرقه شوند، قدرت و عظمت خود را از دست خواهند داد و دشمنان بر آنان مسلط خواهند شد.
بخش هفتم: قومگرایی و نژادپرستی؛ مانع بزرگ همگرایی
🔹 تعریف قومگرایی و تأثیر آن بر واگراییهویت قومی مجموعه مشخصات اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و روانی است که یک گروه را از گروههای دیگر متمایز ساخته و زمینه واگرایی سیاسی اجتماعی را فراهم میسازد. قومگرایی در علوم اجتماعی برای توصیف رفتار انسانها با تفاوتهای فرهنگی بهکار برده میشود که عموماً گرایش صحیح دانستن رسومات، سنتها و رفتارهای خود و نادرست دانستن فرهنگها و رسومات دیگران است.
قومگرایی میتواند به شکل مثبت (تأکید بر فرهنگ و تاریخ یک قوم) یا منفی (ایجاد تعصبات و نفرت نسبت به دیگر اقوام) باشد. در صورت دوم، قومگرایی یکی از عوامل مهم در واگرایی سیاسی محسوب شده و جامعه را به سوی واگرایی سوق میدهد.
قومگرایی منجر به بروز تضاد میان گروههای مختلف گشته و این تضاد میتواند در زمینههای اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی تقابل ایجاد کرده و به تضعیف همبستگی سیاسی منجر شود. زیرا قومگرایی ممکن است حس بدبینی نسبت به دیگر اقوام در جامعه را ایجاد کرده و افراد احساس کنند که در تصمیمگیریهای سیاسی، منافع یک قوم در نظر گرفته شده و بقیه اقوام نادیده گرفته شدهاند.
🔹 نفی قومگرایی در قرآن کریم
قرآن کریم، تعصب قومی و نژادی را به شدت نفی کرده و فضیلت و برتری انسانها را فقط در تقوا میداند. خداوند متعال در سوره حجرات، آیه ۱۳ میفرماید:«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» (۲1)
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت قبایل و اقوام مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (و بدانید) گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.
این آیه، به روشنی بیان میدارد که تفاوتهای قومی و نژادی، برای شناخت و تعارف است، نه برای برتریجویی و تفرقه. اسلام مالک برتری را فقط تقوا میداند، نه قومیت و نژاد.
🔹 نقش زبان و فرهنگ در قومگرایی
نقش زبان در ایجاد هویت و وحدت قومی بیش از هر عامل دیگری نظر قومگرایان را به خود جلب کرده است. برخی نظریهپردازان، قومگرایی عرب را اینگونه تعریف میکنند: «همه کسانی که زبان مادری آنان عربی است، عرباند».
از نظر ایشان، حیات یک ملت به زبان او بستگی دارد و ملتی که تاریخ خود را فراموش کند، ولی زبان خود را حفظ کند، موجود زندهای است که هوشیاری خود را از دست داده است.
اما قرآن، زبان و فرهنگ را ملاک برتری نمیداند. بلکه همه انسانها را از یک گوهر آفریده و تفاوتهای قومی و زبانی را صرفاً برای شناخت و آشنایی میداند، نه برای تفاخر و برتریجویی.
🔹 پیامدهای قومگرایی در جامعه اسلامی
قومگرایی میتواند هویت اسلامی را با حاشیه رانده و باعث شود که افراد بیشتر به هویت قومی خود اهمیت بدهند تا به هویت ملی و اسلامی. این امر، وحدت و همگرایی یک جامعه را به شدت آسیب میزند.
زمانی که افراد به جای هویت اسلامی، به هویت قومی خود ببالند و دیگر اقوام را تحقیر کنند، جامعه به سمت واگرایی و تفرقه حرکت میکند. قومگرایی میتواند به عنوان یک عامل مهم در واگرایی سیاسی امت اسلامی بوده و منجر به تنشهای جدی گروههای مختلف در امت اسلامی و در نتیجه به واگرایی امت اسلامی شود.
بخش هشتم: مذهبگرایی و نقش آن در واگرایی امت اسلامی
🔹 تعریف مذهب و نقش آن در واگرایی«مذهب» در اصطلاح فقهی، روش خاص در استنباط احکام کلی فرعی از ظاهر کتاب و سنت است و در اصطلاح کلامی، مذهب طریقه خاص در فهم مسائل اعتقادی است. مذاهب شیعه و سنی دو روش در فهم اسلام هستند، همانگونه که کاتولیک و پروتستان مکتبهای درون دینی مسیحیت میباشند.
تعدد مذاهب در بین پیروان یک دین، نمایانگر وجود استعداد و بستری مناسب برای واگرایی بین پویندگان آن دین است، زیرا همه مذاهب خود را بر حق و دیگران را بر باطل میدانند و این امر، بستر مناسبی برای واگرایی امت اسلامی فراهم میسازد.
همانطور که «هویت دینی» به اشتراک گروه اجتماعی در یک دین اشاره دارد، «مذهب» نیز به اشتراک گروهی از انسانها حول یک مذهب و متفاوت بودن آنان از بقیه پیروان مذهبها در درون یک دین مشترک است.
🔹 نهی قرآن از مذهبگرایی
قرآن کریم، مذهبگرایی را تقبیح نموده و امت اسلامی را به وحدت، همگرایی و دوری از اختلاف فرا میخواند. خداوند متعال در سوره آل عمران، آیه ۱۰۳ میفرماید:«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید. (۲2)
قرآن کریم مخالف مذهبگرایی است، زیرا مذهبگرایی امت اسلامی را از هم دور ساخته و به واگرایی مبتلا میسازد.در جای دیگر، مردم را از تفرق و پراکندگی و گام نهادن در راههای مختلف نهی نموده و میفرماید:
«وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» و این (آیین و مذهب) راه من است که راست (بدون کژی) است، پس (برای رستگاری) از این پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده و دور میسازد؛ شما را به اینها سفارش کرده است، باشد که خود را از خشم خدا در امان نگه دارید. (۲3)
این آیه به روشنی بیان میدارد که راه مستقیم الهی، یک راه بیشتر نیست و پیروی از راههای مختلف، باعث تفرقه و پراکندگی میشود.
🔹 برداشتهای ناصواب؛ عامل واگرایی
همین دین که عامل وحدت و یکپارچگی پیروانش است و پیروانش را به وحدت و همگرایی فرا میخواند، اگر بهصورت صحیح به آموزههای آن عمل نشود، بهعلت برداشتهای ناصواب و مختلف از آن یا بهعلت غرضهای دیگر، مایه اختلاف و عاملی برای واگرایی میان امت اسلامی تبدیل میگردد و چهبسا عامل مهمی در ایجاد اختلاف و حتی برخوردهای ناگوار مبدل گردد.
تعدد مذاهب، اگر به صورت صحیح مدیریت نشود و پیروان هر مذهب، خود را برتر از دیگران بدانند و دیگران را محکوم کنند، به جای وحدت و همگرایی، به واگرایی و تفرقه دامن میزند.
🔹 راهکار قرآنی برای جلوگیری از مذهبگرایی
قرآن کریم برای جلوگیری از مذهبگرایی و تفرقه، راهکارهای متعددی ارائه داده است. مهمترین راهکار، چنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن و سنت) و پرهیز از پراکندگی است. همچنین، تأکید بر تقوا و پرهیزگاری به عنوان ملاک برتری، به جای تأکید بر مذهب و قومیت، نقش مهمی در کاهش اختلافات دارد.
قرآن کریم مؤمنان را به اخوت و برادری دعوت کرده و میفرماید که همه مؤمنان با یکدیگر برادرند. اگر این اصل رعایت شود، اختلافات مذهبی بهانهای برای تفرقه نخواهد شد و جامعه اسلامی به سمت همگرایی و وحدت حرکت خواهد کرد.
بخش نهم: سوءظن؛ آفت بزرگ جامعه اسلامی و عامل واگرایی
🔹 سوءظن؛ مفهومی قرآنی و تأثیر آن بر واگراییسوءظن، یکی از بالیاها، مفاسد اخلاقی و آفتهای مهمی است که در جامعه اسلامی رایج و موجب واگرایی امت اسلامی شده است. سوءظن یعنی گمان بد بردن و یک نوع دید منفی نسبت به دیگران داشتن. سوءظن که مرکب از دو واژه «سوء» و «ظن» است، به معنای چندش ناپسند و ناراحتکننده نسبت به دیگران است.
سوءظن، زمینهساز و مقدمه برای تجسس کردن و غیبت کردن یکدیگر است و به کاهش اعتماد میان گروههای مختلف مسلمانان منجر میشود. این عدم اعتماد، عدم همکاری را در پی داشته و به نوعی واگرایی سیاسی منجر میشود. وقتی سوءظن در جامعه باشد، احتمال شکلگیری ائتلافها و اتحادهای سیاسی کاهش یافته و ممکن است به تنشهای داخلی منجر شود و وحدت امت اسلامی را به حاشیه رانده و به اختلاف و شقاق منجر گردد.
🔹 آیه قرآن درباره نهی از سوءظن
قرآن کریم بهصراحت از داشتن سوءظن نهی نموده و آن را زمینهساز و مقدمه برای تجسس نمودن و غیبت کردن یکدیگر دانسته است. خداوند متعال در سوره حجرات، آیه ۱۲ میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ»
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها پرهیز کنید، چراکه بعضی از گمانها موجب افتادن در گناه است؛ و در (اسرار و عیوب) دیگران تجسس نکنید و مبادا از یکدیگر غیبت کنید؛ آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (اگر چنین چیزی بر شما عرضه شود) قطعاً از آن بدتان میآید؛ بنابراین خود را از خشم خداوند حفظ کنید؛ خداوند بسیار توبهپذیر و مهربان است. (۲4)
در این آیه، تعبیر به «کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ» (بسیاری از گمانها) شده است؛ زیرا بیشتر گمانهای مردم در حق یکدیگر، گمان بد است. و در بیان علت آن میفرماید: «چون بعضی گمانها گناه است، زیرا معلوم نیست کدام مطابق واقع و کدام مخالف واقع است.»
🔹 ارتباط سوءظن با تجسس و غیبت
در آیه ۱۲ سوره حجرات، ابتدا از گمان بد و در مراحل بعد، تجسس و غیبت نهی شده است. زیرا تجسس و غیبت نوعی حس بدبینی نسبت به دیگران را بهوجود آورده و در نتیجه امت اسلامی را به واگرایی سیاسی میکشاند.
سوءظن، یک نوع تجسس درباره اعمال خصوصی مردم است و این تجسس، گاه منجر به آگاهی از عیوب مخفی یک شخص میگردد و به غیبت میانجامد. قرآن با تشبیه غیبت به خوردن گوشت برادر مرده، زشتی و قبح این عمل را به تصویر کشیده است.
🔹 پیامدهای سوءظن در جامعه اسلامی
سوءظن با کاهش اعتماد میان گروههای مختلف مسلمانان، عدم همکاری را در پی داشته و به نوعی واگرایی سیاسی منجر میشود. وقتی سوءظن در جامعه باشد، احتمال شکلگیری ائتلافها و اتحادهای سیاسی کاهش یافته و ممکن است به تنشهای داخلی منجر شود.
سوءظن میتواند عامل کلیدی در واگرایی سیاسی امت اسلامی بوده و تبعات منفی در انسجام و وحدت مسلمانان داشته باشد. زمانی که افراد به یکدیگر بدگمان شوند، اعتماد از بین میرود و جامعه به سمت تفرقه و چنددستگی حرکت میکند.
🔹 راهکار قرآنی برای مبارزه با سوءظن
قرآن کریم برای مبارزه با سوءظن، راهکارهای متعددی ارائه داده است. مهمترین راهکار، پرهیز از بسیاری از گمانهاست، زیرا معلوم نیست کدام گمان مطابق واقع است و کدام مخالف واقع. همچنین، قرآن مؤمنان را از تجسس و غیبت نهی کرده و آنان را به تقوا و خویشتنداری دعوت کرده است.
اگر مسلمانان به جای گمان بد، نیکوگمانی را پیشه خود کنند و از تجسس و غیبت پرهیز نمایند، جامعه به سمت وحدت و همگرایی حرکت خواهد کرد و سوءظن، به عنوان یکی از عوامل مهم واگرایی، از بین خواهد رفت.
بخش دهم: پرهیز از طرح مسائل اختلافبرانگیز
🔹 طرح مسائل اختلافبرانگیز؛ عامل واگرایییکی از عوامل واگرایی و اختلاف در جامعه اسلامی، طرح مسائل اختلافبرانگیز و درگیر کردن امت اسلامی به مسائل مذهبی است. طرح مسائل اختلافبرانگیز، نهتنها هویت دینی جامعه را تقویت نمیکند، بلکه موجب افزایش تنش و اختلاف فرقههای اسلامی در میان امت میشود.
طرح مسائل اختلافبرانگیز، نه موجب تقویت فرهنگ اهلبیت(ع) میشود و نه رونق سنت نبوی را در پی دارد. این امر، سبب اتلاف نیروی مؤثر امت اسلامی شده و چهبسا موجب درگیر شدن امت اسلامی به مسائل فرعی شده و به امت اسلامی آسیب جدی وارد میسازد.
دشمنان اسلام نیز به این موضوع دامن میزنند تا امت اسلامی را درگیر جنگهای داخلی نموده و قدرت امت اسلامی تضعیف شده و زمینه استیلای خود بر امت اسلامی را فراهم سازند.
🔹 نهی قرآن از نزاع و کشمکش
قرآن کریم هر حرکتی را که در جهت قطعهقطعه کردن امت اسلامی و ضدیت با همدلی و همکاری در جامعه اسلامی باشد، محکوم کرده و میفرماید:
«وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (۲5) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع و کشمکش نکنید که سست میشوید و قدرت (و شوکت) شما از بین میرود؛ و صبر کنید که خداوند با صابران است.
در این آیه، خداوند ابتدا امت اسلامی را از نزاع و کشمکش نهی کرده و میفرماید: «لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ»؛ با همدیگر نزاع و کشمکش نکنید که خود را ضعیف و سست میسازید و قدرت مقابله با دشمن را از دست میدهید.
زیرا اختلاف و کشمکش، قدرت مقابله با دشمن را از شما سلب نموده و در نتیجه سست و ضعیف میشوید. در ادامه آیه مبارکه، امت اسلامی را به صبر و بردباری در برابر ناملایمات و سختیها فرا میخواند و میفرماید: «وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»؛ همواره در برابر مصائب و ناملایماتی که دشمن به وسیله آن تهدیدتان میکند، ملازم خویشتندار باشید.
🔹 نقش دشمنان در دامن زدن به اختلافات
دشمنان اسلام، همواره به دنبال ایجاد اختلاف و تفرقه در میان مسلمانان هستند. آنان با طرح مسائل اختلافبرانگیز و دامن زدن به اختلافات مذهبی، سعی میکنند امت اسلامی را درگیر جنگهای داخلی کرده و قدرت آنان را تضعیف نمایند.
وقتی مسلمانان به جای تمرکز بر دشمن اصلی و اتحاد در برابر آن، به مسائل فرعی و اختلافبرانگیز میپردازند، در واقع به دشمنان اسلام خدمت میکنند. دشمنان از این فرصت استفاده کرده و بر امت اسلامی مسلط میشوند.
🔹 راهکار قرآنی برای حفظ وحدت
قرآن کریم برای حفظ وحدت و همگرایی امت اسلامی، راهکارهای متعددی ارائه داده است. مهمترین راهکار، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و پرهیز از نزاع و کشمکش است. همچنین، قرآن بر صبر و بردباری در برابر سختیها تأکید کرده و مؤمنان را به همکاری و همدلی دعوت میکند.
اگر مسلمانان به جای طرح مسائل اختلافبرانگیز، بر اصول مشترک اسلامی تمرکز کنند و از نزاع و کشمکش پرهیز نمایند، قدرت و شوکت خود را حفظ کرده و در برابر دشمنان، یکپارچه و متحد خواهند بود.
بخش یازدهم: جلوگیری از سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی
🔹 نفی سلطه بیگانگان؛ اصل بنیادین اسلاماسلام دینی است که سلطه بیگانگان را بر امت اسلامی به هیچ وجه قبول نداشته و بر حفظ عزت و برتری مسلمین بر دیگران تأکید دارد و این را یک اصل دانسته و یک هدف مهم میشمارد. از منظر اسلامی، چیرگی و سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی و مسلمانان امری ناروا تلقی شده و برتری غیرمسلمان بر مسلمان، چه در نظام تشریع و چه در نظام تکوین، پذیرفتنی نیست.
بر اساس این عقیده، هرگونه معاملات و مروادات با کشورهای بیگانه که سبب افزایش نفوذ بیگانه و سلطه اغیار بر مسلمانان را در پی داشته باشد، تا جایی که آنها بتوانند در امور داخلی مسلمانان دخالت کنند، ممنوع و نادرست تلقی میشود.
🔹 قاعده نفی سبیل؛ استحکام بخش عزت مسلمین
اندیشمندان و فقهای اسلامی برای حفظ عظمت، عزت و اقتدار مسلمین، با استناد به آیات و روایات، قاعده فقهی را تحت عنوان قاعده «نفی سبیل» پایهگذاری نمودند. بر اساس این قاعده فقهی، راه هر نوع نفوذ و سلطه اجانب بر جوامع اسلامی در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و... مسدود بوده و مسلمانان همچون سد محکم در برابر سلطه گوناگون بیگانگان بر امت اسلامی خواهند ایستاد و به هیچ وجه سلطه آنان را قبول نخواهند کرد.
بنابراین، کفار در هیچ زمینهای نمیتوانند شرعاً بر سرنوشت مسلمانان مسلط باشند. قرآن کریم در این زمینه میفرماید:«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده است. (۲۵)
این آیه، هرگونه تسلط تشریعی و تقنینی کفار بر مسلمانان را به شدت نفی نموده و اعلام میدارد که کفار هیچگونه سلطهای نسبت به مسلمانان ندارند.
🔹 تفسیر آیه نفی سبیل
آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه میفرمایند: «از آنجا که کلمه سبیل در این آیه، به قول فقها، از قبیل نکره در سیاق نفی آمده است و این نکره در سیاق نفی، افاده عموم دارد و عموم را میرساند، این بدان معناست که کفار هیچگونه سلطهای نباید بر مسلمانان داشته باشد، نه تنها از منظر منطق، بلکه از نظر سیاسی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و از هیچ نظر نباید کفار بر مسلمین سلطه پیدا بکند و نخواهند کرد.» (۲۶)
ایشان در ادامه میفرمایند: «اگر بعضاً پیروزیهای آنان را به چشم میبینیم، به علت این است که اکثری از مسلمانان، مؤمنان واقعی نیستند و وظایف اسلامی و مسؤولیتهای دینی خود را فراموش کردهاند. اینها نه علم و آگاهی درست از اسلام و برنامههای آن دارند و نه به دستورات اسلام عمل میکنند.»
🔹 کاربرد قاعده نفی سبیل در حوزههای مختلف
بر اساس قاعده نفی سبیل و با استناد به فرموده پیامبر گرامی اسلام، راه هر نوع نفوذ و سلطه کفار بر جوامع اسلامی در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و... باید مسدود شود. (۲۷)
این قاعده، نه تنها در حوزه حقوقی و فقهی، بلکه در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز کاربرد دارد. مسلمانان باید مراقب باشند که بیگانگان در هیچ زمینهای بر آنان سلطه پیدا نکنند و عزت و استقلال خود را حفظ نمایند.
بخش دوازدهم: مشاجرههای تفرقهانگیز کلامی
🔹 بحثهای کلامی؛ عامل انحراف و تفرقهیکی دیگر از عوامل انحراف و تفرقه در تفکر اسلامی، بحثهای کلامی و مشاجرات متکلمان است. متأسفانه، گاهی این مباحثات و مشاجرات، به جای روشنگری و هدایت، باعث ایجاد تفرقه و واگرایی در جامعه اسلامی شده است. (۲۸)
این بحثها، گاه به حدی پیش میرود که اصل مسئله تا حدودی به فراموشی سپرده میشود و جامعه اسلامی به جای تمرکز بر اصول مشترک، درگیر اختلافات لفظی و کلامی میگردد. این امر، نه تنها به تقویت ایمان کمک نمیکند، بلکه باعث تضعیف وحدت و همگرایی در میان مسلمانان میشود.
🔹 اختلافات کلامی و پیامدهای آن
بحثهای کلامی، گاه باعث توهم تعارض میان برخی آیات متفرق قرآن میشود و یا مباحثی با مذاهب غیراسلامی به علت مواجهه با افکار جدید، ایجاد میگردد. این مباحثات، اگر به صورت صحیح و با هدف روشنگری انجام نشود، میتواند به جای وحدت، به تفرقه و واگرایی دامن بزند. (۲۹)
متأسفانه، این بحثها و مشاجرات، گاه به سمت مباحث تخصصی و پیچیدهای پیش میرود که برای عموم مردم قابل فهم نیست و به جای هدایت، باعث سردرگمی و تحیر آنان میشود. در نتیجه، جامعه اسلامی به جای وحدت و همگرایی، دچار اختلافات و تفرقههای مختلف و گاه متضاد میگردد.
🔹 هدف از بحثهای کلامی؛ رسیدن به حق
در تفسیر المیزان آمده است: «همانا از مهمترین فرقههایی که اساس اسلام به آن متهم است، این است که افرادی از مسلمانان، بعضی آیات را با بعض دیگر مخالف میبینند و در نتیجه، برای تثبیت اعتقاد به حق و دعوت به آن، به سوی حق میکوشند.» (۳۰)
هدف از بحثهای کلامی، باید روشنگری و رسیدن به حق باشد، نه تخریب و تفرقهافکنی. متأسفانه، گاهی این بحثها به جای روشنگری، به ایجاد شک و تردید در میان مردم میانجامد و آنان را از مسیر اصلی هدایت دور میسازد.
رشید رضا در تفسیر المنار میگوید: «همانا از مهمترین فرقههایی که اساس اسلام به آن متهم است، این است که افراد از مسلمانان، بعضی آیات را با بعض دیگر مخالف میبینند و در نتیجه، برای تثبیت اعتقاد به حق و دعوت به آن، به سوی حق میکوشند.» (۳۱)
🔹 راهکار پیشگیری از مشاجرات تفرقهانگیز
برای جلوگیری از مشاجرات تفرقهانگیز کلامی، باید هدف از بحث و گفتگو را روشنگری و رسیدن به حق قرار داد، نه تخریب و تفرقهافکنی. همچنین، باید از ورود به مباحث پیچیده و تخصصی که برای عموم قابل فهم نیست، پرهیز کرد و بر اصول مشترک اسلامی تمرکز نمود.
مسلمانان باید با رعایت ادب و احترام در بحثهای کلامی، از هرگونه مشاجره و جدال بینتیجه پرهیز کنند و هدف خود را از بحث، رسیدن به حقیقت قرار دهند. اگر این اصول رعایت شود، بحثهای کلامی به جای تفرقه، به وحدت و همگرایی کمک خواهد کرد.
نتیجهگیری:
بر اساس آنچه در دوازده بخش پیشین تبیین شد، امت اسلامی در آغاز شکلگیری، بر اساس آموزههای قرآن کریم، «امت واحده» بود و از همگرایی و وحدت برخوردار بود. اما عوامل متعددی باعث شد که این وحدت به واگرایی و تفرقه تبدیل شود.از مهمترین عوامل واگرایی میتوان به تلاش منافقان برای تفرقهافکنی، هوای نفس و خودبرتربینی، سعایت و بدگویی، حسادت، «بَغْی» (خودخواهی)، کفر و سرکشی، قومگرایی و نژادپرستی، مذهبگرایی، سوءظن، طرح مسائل اختلافبرانگیز، سلطه بیگانگان و مشاجرههای تفرقهانگیز کلامی اشاره کرد.
قرآن کریم با آیات روشن خود، هر یک از این عوامل را مورد نقد و نهی قرار داده و مسلمانان را از دامن زدن به آنها برحذر داشته است. آگاهی از این عوامل و پرهیز از آنها، گام نخست برای حفظ وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی است.
ارجاعات :
(۱) سوره توبه، آیه ۱۰۷(۲) سوره مائده، آیه ۹۱
(۳) سوره ناس، آیه ۶
(۴) نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۳
(۵) سوره بقره، آیه ۱۱۳
(۶) کافی، جلد ۸، صفحه ۱۲۸
(۷) سوره شعراء، آیه ۴۱
(۸) سوره شعراء، آیه ۴۲
(۹) سوره شعراء، آیه ۴۶
(۱۰) سوره طه، آیه ۷۲
(۱۱) نهجالبلاغه، عهدنامه مالک اشتر
(۱۲) سوره آلعمران، آیه ۱۱۸
(۱۳) سوره شوری، آیه ۱۴
(۱۴) سوره قصص، آیه ۴
(۱۵) سوره نساء، آیه ۸۳
(۱۶) سوره بقره، آیه ۲۱۳
(۱۷) سوره بقره، آیه ۲۱۳
(۱۸) سوره مائده، آیه ۱۴
(۱۹) سوره آل عمران، آیه ۱۰۵
(20) سوره آل عمران 103
(۲1) سوره حجرات، آیه ۱۳
(۲2) سوره آل عمران، آیه ۱۰۳
(۲3) سوره انعام، آیه ۱۵۳
(۲4) سوره حجرات، آیه ۱۲
(۲5) سوره انفال، آیه ۴۶
(۲6) سوره نساء، آیه ۱۴۱
(۲7) مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد ۱، صفحه ۱۴۷
(۲۸) مدرسی طباطبایی، سید حسین، تفسیر المیزان، جلد ۱، صفحه ۴۰۹
(۲۹) مدرسی طباطبایی، سید حسین، تفسیر المیزان، جلد ۱، صفحه ۴۰۹
(۳۰) مدرسی طباطبایی، سید حسین، تفسیر المیزان، جلد ۱، صفحه ۴۰۹
(۳۱) رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، جلد ۱، صفحه ۴۱۴
نویسنده: قربان منتظمی
منبع:تحریریه راسخون